سلام
چند روزیه که بدجوری به قول برو بچه ها گفتنی، رفتم تو فضا. بعضی وقتها یه روز طول می کشه و بعضی وقتها دو ـ سه هفته! ماهی نیست که یکی دوتا از رفقا اس ام اس (پیامک) نزنن و خداحافظی نکنن. ای بابا به خدا ما هم دل داریم. خداییش خوشحال میشم زمانی که میشنوم کسی داره میره کربلا. ولی این دل بی صاحب مونده رو چیکارش کنم...
یادش بخیر پارسال این موقع تازه از کربلا اومده بودیم... به همراه پدر و مادر عزیزم اما اونا الان تو بین الحرمین سعی صفا و مروه رو انجام میدن و من...
اللهم ارزقنا...
و این شد تا همون پست سال گذشته رو دومرتبه بازخوانی کنم.
پیش پیش التماس دعا.
|
کربلا نمان!
ما را کربلا بردند
کربلایی باش!
کربلایی باش!
از کربلا که آمدی خواهی دانست
کل ارض کربلا..
از من به تو..:
تمام عشق ما
یزید همه جا را شام می خواست
هر که از کربلا گریخت
کربلا باشد برای ما
کل ارض کربلا
کل ارض کربلا
کل ارض کربلا
آسوده خیالتان کنم
"برگرفته از کتاب همه همین جاست.."
|
سلام
با عرض پوزش از تمامی دوستان و عزیزانی که این بنده حقیر رو از لطفشون بی نصیب نگذاشتن و نمی گزارند. اینترنت رایانه بنده دچار برخی مشکلات جزئی شده است، به وبلاگ دوستان سرکی می کشم ولی به دلیل اینکه قسمت نظرات فعال نمیشود موفق به گذاشتن پیام نمی شوم. انشا الله مشکلات در اسرع وقت "رفع و رجوع"!!! شود.
اینم خودمونی میگم: "خوب نیست مومن اینقدر زود به دل بگیره" آخه ممکنه رو دل کنه!!!
دست حق پشت و پناهتون...
علی مدد
اصلا معلوم هست کدوم (...) هستی؟
سلام
خداییش هر چی بگید حق دارید. تو این ده بیست روزِ خیلی سرم شلوغ شده بود.
اسباب کشی تموم نشده. پیغام پسغام فرستادند که حاجی (همون مدیرعامل) گفته باید بری یه واحد دیگه. منم که حرف گوش کن(!) سریع جول و پلاس رو جمع کردم و برگشتم ساختومن قبلی تو واحدِ(...).
تو دلم گفتم تا بیام اینجا جا بیافتم دو هفته ای رو باید تو استن بای باشم. چشمتون روز بد نبینه. یه ساعت نشد دو تا از این گوش کوبا (!) انداختن رو کولم و گفتن پاشو جنگی برو اعتکاف....
(چقدرم حضورم پررنگ بود...)
سه روز بعد...
اومدم وسایل رو تحویل بدم. حاجی (کوچیکه) گفت که حاجی (بزرگه) گفته سریع. جنگی میرید شمال (بندر انزلی) یه برنامه است باید هماهنگی هاش رو انجام بدید.
سرتون رو درد نیارم... جمعه رسیدم خونه... الانم منتظر رئیسم تا بیاد بریم سراغِ...(!!!)
دیشبم که داداش آویزونمون اومد چتر بازی. (بابا جون بزار یه ربع از تعارف کردن ما بگذره بعد بیا!!!)
حق بدید که بعضی قسمت هاش رو سانسور کنم!!!
می دونم. نمی خواد سرکوفت بزنید. خودم می دونم. این پست خیلی افتضاح شد. نمی نوشتم بهتر نبود؟ حالا از قطعی اینترنت خونه و سرکار و ... براتون نگفتم!!!
علی مدد
حجت الاسلام جواد زمانی شاعر آئيني. به مناسبت حال و هواي اين روزهاي كشور و سخنان تاريخي مقام معظم رهبري در نماز جمعه اخير تهران، شعري سروده است.

ديشب اين طبع، بيقرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكستهتان
واژههايم عيادتي بكند
***
چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!
***
چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
ميشود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشيات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني
***
واژهها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور
***
اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي
***
سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»
***
گرچه در باغ سينهات داري
لطفها، مهرها، محبتها
گفتي اما نميروي چو حسين
تا ابد زير بار بدعتها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لبها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد
***
جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!
***
جسم تو كامل است، ناقص نيست
ميدهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!



