تبليغاتX
مقداد
بسم الله...

سفری در پیش داریم،

سفری که تا ابد به سوگمان خواهد نشاند،

از مولا رخصت دیدار گرفته ایم،

اذن حضور...

کاروانی گویا انتظارمان را می کشد،

انگار نامه ای نیز به دستمان داده اند،

به خطی سبز

با خاتمی سرخ

با اولین جمله اش دنیا بر سرمان خراب می شود:

من الغریب الی الحبیب...

 

مر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا...

دارم میرم زیارت

انشا الله دعاگوی همه دوستان باشم.

اگه بدی دیدید حلال کنید.

مقداد69

نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 8:7 قبل از ظهر توسط مقداد| |

کربلا نمان!
کربلایی بمان!

 

ما را کربلا بردند
یعنی هنوز به ما امیدی هست...

 

کربلایی باش!
از آنانکه هم ترس را می کشند
هم مرگ را...

 

کربلایی باش!
حتی اگر ساکن شامی!

 

از کربلا که آمدی خواهی دانست
فراق بهشت با آدم چه کرد...

 

کل ارض کربلا..
امام هنوز زهیر می خواهد..
حر را می پذیرد..
و برای حبیب نامه می فرستد..
نا امید نباید بود..

 

از من به تو..:
در کربلا از عاشقی مگو که رسوا می شوی!

 

تمام عشق ما
و
عشق تمام ما
همه در کربلاست..

 

یزید همه جا را شام می خواست
غافل که همه جا کربلاست..

 

هر که از کربلا گریخت
نمی میرد..
از بین می رود..

 

کربلا باشد برای ما
و هرچه ماند، برای شما..

 


اگر کربلا نبود
زمین آیا باز هم جاذبه داشت....

 

کل ارض کربلا
عالم تجلی گاه ارباب ماست...

 

کل ارض کربلا
اگر چنین نبود
آدم از خاک آفریده نمی شد...

 

کل ارض کربلا
پس اینگونه
لایمکن الفرار من حکومتک...

 

آسوده خیالتان کنم
کربلا را نمی توان ساخت...
کربلا را باید آفرید...


 

"برگرفته از کتاب همه همین جاست.."
نوشته علی اکبر بقائی

نوشته شده در شنبه 1 تیر1387ساعت 1:47 بعد از ظهر توسط مقداد| |

 

 

زندگی از شهادت آغاز می شود..
از حضور..

 

مردن را هراسی نیست!
ترس من چگونه مردن است..

 

آنانکه یک عمر مرده اند،
یک لحظه هم شهید نخواهند شد..

 

ما که ماندیم، رفتیم،
و آنانکه رفتند، ماندند..

 

گروهی مرگ را در آغوش گرفتند و شهید شدند،
و ما را مرگ در بر گرفت و مردیم..

 

پس از آنان من نه از رفتن،
که از ماندن می ترسم،
می ترسم که مرده بمانم،
مرده بمیرم..

 

شهادت را نه در جنگ،
در مبارزه می دهند..

 

بالت شکسته است اگر،
غمت مباد!
شهادت بال نمی خواهد، حال می خواهد..
بال را پس از شهادت می دهند، نه پیش از آن..

 

مهربان ببین!
تا شهید شوی..
تا مهربان ببینی..

 

شهادت داستان ماندگاری آنانی است که دانستند
دنیا جای ماندن نیست..

 

شهادت بازی بردار نیست،
بازیِ بر دار است..

 

حفظ جان واجب است،
ولی حفظ جانِ جان واجب تر..

 

جان، امانتی است که باید به جانان رساند،
اگر خود ندهی، خواهند ستاند!
فاصله مرگ و شهادت، همین خیانت در امانت است..

 

زنهار!
هر که شهید نشود، لاجرم خواهد مرد..

 

بر گرفته از کتاب شاهد بیاورم...؟

التماس دعا

نوشته شده در شنبه 1 تیر1387ساعت 1:44 بعد از ظهر توسط مقداد| |